اتفاقاتی که تو زندگی آدما میوفته به دو دسته تقسیم میشن یه سری خاطره میشن و یه سری تجربه اولی رو همه دوست دارند مهم دوست داشتن همون دومیه هست که به قول حامد بهداد اون لحظه رو زیستم ولو به غلط... گردش ایام جوری رقم خورد که اون نیمکت نشین دیروز امروزم رو نیمکت بشینه اما اینبار در قالب مربی تیم فوتسال... بعد از تموم شدن درس و دانشگاه، ماجراجویی منم به عنوان بازیکن تموم شد... در شهر خودم جایی که تیم های فوتسال با سابقه ای وجود دارند نهال نوپایی رو کاشتم... آره خب علاقه من به توپ تموم نشدنی بود و باید پیوند خودمو با این گردالی دوست داشتنی محکم تر میکردم... خیلی ساده رفتم تو کوچه با هفت هشت تا بچه قد و نیم قد فوتبال بازی کردم و این شد شروع یه ماجراجویی قشنگ... جلسه اولی که بچه ها رو بردم سالن فقط هشت نفر بودن اما الان بعد از گذشت یک سال نزدیک به شصت بازیکن تو تیم داریم...
ما را در سایت من یک فوتبالیست هستم دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 51